منبع : تالار گفتگوی دانشگاه پیام نور اصفهان     تاریخ : 01/07/1387

نقشه‌های تاریخی خلیج فارس

شادی معرفتی

 

درآمد:

در چند دهه  اخیر، از خلیج فارس بسیار سخن گفته‌اند، از تاریخ و جغرافیا و اقتصاد آن و هر آن چه که از دیرباز تاکنون بر این آب راهه‌ی همیشه ایرانی گذشته است. بر هر انسان ایرانی، تعلق این خلیج پارسی به این سرزمین آشکار و مبرهن است، اما در دنیای امروز که تبلیغات نفوذ زیادی بر افکار عمومی دارد، همیشه حق با کسی است که پول بیشتری خرج می‌کند و بهای بیشتری می‌پردازد و از همین روست که خلیج فارس به برکت پول نفت همسایگان عرب، تبدیل می‌شود به الخلیج العربی.

برای بقا در عصر اطلاعات و تبلیغات و مقابله با این ادعاهای واهی، باید به زبانی قابل فهم برای مردم دنیا سخن گفت، اگرنه حتی اگر هزاران مقاله و کتاب و اطلس به زبان فارسی بنویسیم و چاپ کنیم، باز هم مخاطبانمان همان پارسی زبانان اندکی هستند که خود به ایرانی بودن این خلیج ایمان دارند، چاپ کتب‌ و مقالاتی به زبان انگلیسی، گامی در جهت نیل به این مقصود است.

مؤسسه‌ی جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب در تلاش برای جهانی شدن، اطلسی به زبان انگلیسی تحت عنوان Persian Gulf, Atlas of old and historical maps (3000 B.C. – 2000 A.D) در دو مجلد به چاپ رسانده و هدف از این گفتار، معرفی این اطلس است.

 

نقشه نگاری تاریخی:

از دیرباز تا کنون، انسان‌ها برای شناخت بهتر محیط زندگی خویش، به ترسیم آن پرداخته‌اند، در این روند از نخستین نقشه‌ها که تنها از تخیلات انسان‌ها سرچشمه می‌گرفته به نقشه‌هایی می‌رسیم که با عکس‌های ماهواره‌ای تهیه شده‌اند و توانایی نمایش جزئی‌ترین نقاط یک شهر را نیز دارا هستند. در روند تحولات نقشه‌نگاری تاریخی با سه جریان عمده روبرو هستیم:


1- نقشه‌های بطلمیوسی: کلودیوس بطلمیوس در مصر و در ایام حکمرانی جانشینان اسکندر مقدونی متولد شد. (
۱) وی منجم و جغرافیا‌دان بود و اساس کتاب او دربردارندهی جداول نجومی است که در آنها عرض و طول نقاط مهم و مسکونی جهان معین شده‌اند. او را «پدر جغرافیا» می‌دانند، هرچند که وی بخش عمده‌ای از اطلاعات خویش را از نوشته‌های کسانی چون نئارخوس، اراتستن و استرابون اقتباس کرده و نام خلیج فارس نیز پیش از نقشه‌های بطلمیوسی در کتب ایشان ذکر شده است.

مهم ترین اثر بطلمیوس با عنوان «راهنمای جغرافیا» (۲)، شامل هشت کتاب و حاوی اطلاعات مهمی دربارهی بیش از هشت هزار مکان جغرافیایی قدیمی است. نخستین نقشه‌ها براساس طرز تلقی بطلمیوس از چگونگی وضع زمین ترسیم شده‌اند و برخی نقشه‌های اسلامی و هم چنین تعدادی از نقشه‌های اروپایی را شامل می‌شوند.


2- نقشه‌های اسلامی: در عصر فتوحات، مسلمانان همراه با توسعه
ی سرزمین‌های اسلامی، با علوم سایر ملل آشنا شدند و ترجمهی کتب علمی به زبان عربی آغاز شد. با برآمدن عباسیان و گسترش سرزمین‌های اسلامی، لزوم دانش جغرافیا برای شناخت این سرزمین‌ها احساس می‌شد. مسلمانان دانش خویش را از تمدن کهن ایرانیان، یونانیان، مصری‌ها و هندی‌ها کسب کردند. منصور خلیفه عباسی، یکی از نخستین مشوقین مسلمانان برای ترجمهی کتب به زبان عربی است. در زمان وی، دانشمندانی که کتابی به زبان عربی ترجمه می‌کردند، اطلاعات خویش را دربارهی جغرافیا و نجوم به متون اضافه می‌کردند،  (۳)


دوره
ی اوج توجه مسلمانان به دانش جغرافیا، در عهد مأمون عباسی بود، در زمان وی، کتب بطلمیوس، همچون جامع در فلکیات و المجسطی به عربی برگردانده شدند و تأثیری عمیق بر دانش جغرافی مسلمانان نهادند. (۴) هر چند جغرافیادانان مسلمان در ابتدا از سنت نقشه‌نگاری یونانیان پیروی کرده‌اند، اما در ادامه، به اندازه‌ای بر عناصر نقشه‌نگاری افزودند که می‌توان نقشه‌نگاری اسلامی را مکتبی جدا و متمایز از نقشه‌نگاری یونانیان دانست. ویژگی بارز نقشه‌نگاری اسلامی، توجه خاص به سرزمین‌های اسلامی است.

نقشه‌نگاری اسلامی شامل مکاتب گوناگونی چون مکتب عراقی، مکتب بلخی، مکتب هفت کشور ایرانی، مکتب هفت اقلیم یونانی، مکتب نجیب بکران و مکتب مکه مرکزی می‌شد. از نقشه‌نگاران بزرگ اسلامی می‌توان ابن حوقل، ابوعبدالله ادریسی، ابواسحاق ابراهیم بن محمد اصطخری، ابوریحان بیرونی و ابوعبدالله محمد بن احمد خوارزمی را نام برد. دستاوردهای مسلمانان از طریق دانشمندان و جغرافیادانان سیسیل به اروپا راه یافت و زمینه‌ساز نقشه‌نگاری اروپایی شد.


3- نقشه‌های اروپایی: در آغاز نقشه‌نگاری اروپایی، اندیشه
ی بطلمیوسی حاکم است، جغرافی‌دانان مسلمان، در قرون وسطا، میراث جغرافیایی خود را کامل کردند، از نیمهی قرن پانزدهم میلادی، نسخه‌های خطی جغرافیایی بطلمیوس از طریق بیزانس به ایتالیا برده شد و نقشه‌نگاران اروپایی، به واسطهی اطلاعاتی که از نقشه‌نگاران اسلامی به آنها رسیده بود، نکاتی از نقشه‌نگاری بطلمیوسی را در نقشه‌های نخستین خویش به کار گرفتند. نخستین نقشه‌های اروپایی متعلق به سالهای میانی قرن پانزدهم در ایتالیاست ـ مقارن با انحطاط سنت نقشه‌نگاری در نزد جغرافیادانان مسلمان ـ و آخرین آنها مربوط به دو دههی نخست قرن بیستم است که رسم چاپ نقشه‌های تاریخی اندک اندک مهجور می‌شود و نقشه‌های پس از آن، نقشه‌های جدید تلقی می‌شوند. این نقشه‌ها بخش عمدهی نقشه‌های اروپایی و جهان اسلام، از جمله ایران را در چند قرن اخیر در برمی‌گیرند.

 

اطلس نقشه‌های تاریخی خلیج فارس:

این اطلس در دو مجلد تهیه شده و چنان چه از عنوان آن پیداست، نقشههای موجود در آن قریب به پنج هزاره را در برمی‌گیرد. نخستین نقشهی چاپ شده در اطلس، قدیمی‌ترین نقشهی شناخته شده مربوط به سال 3000 پیش از میلاد و آخرین نقشه مربوط به سال 1922 میلادی است. این اطلس بر مبنای مطالعهی کرونولوژیک اطلس‌های موجود و منابع اصلی، انتخاب و تدوین و نقشه‌های آن بر مبنای چهار دوره تقسیم و چاپ شده‌اند:


1- دوران باستان (از 3000 ق.م.)

2- دورهی اسلامی و قرون وسطی (قرن هشتم تا پانزدهم میلادی)

3- دورهی رنسانس (قرن شانزدهم تا هجدهم میلادی)

4- عصر جدید (قرن نوزدهم تا بیستم میلادی)


1- دوران باستان:
این بخش شامل تصویر یک لوح سنگی و 46 نقشه متعلق به 25 کارتوگراف است، از مشهورترین این رسام‌ها می‌توان هکاته، هرودوت، پلی‌بیوس، استرابو و بطلمیوس را نام برد. نخستین تصویر چاپ شده در این اطلس، قدیمی‌ترین نقشهی شناخته شدهی جهان، لوح گِلی بابلی مربوط به هزارهی سوم پیش از میلاد است که در شمال بین‌النهرین یافت شده و متعلق به سلسلهی سارگون اکدی است، در این لوح، آشور و بابل محیط در خلیج فارس هستند و نقاط دیگر جهان با نام «سایر نقاط» قابل مشاهده است. برخی از تصاویر چاپ شده، نسخ مختلف مربوط به یک نقشه هستند، در برخی موارد، علاوه بر نسخهی لاتین، نسخهی ترجمه شده به زبان عربی نیز موجود است، و در برخی نقشه‌ها، بخش خلیج فارس، بزرگ نمایی شده و در تصویری جدا به چاپ رسیده است. 15 نقشه‌ متعلق به بطلمیوس در این بخش به چاپ رسیده است که منبع آنها، نسخهی لاتین چاپ شده در قرن پانزدهم میلادی است و در کتابخانهی ملی ناپل نگهداری می‌شود. ترجمهی عربی این اطلس، که ممهور به مهر سلطان بایزید ثانی است، در کتابخانهی ایاصوفیه استانبول موجود است.


هیچ کدام از نقشه‌های این بخش، نقشه
ی اختصاصی متعلق به خلیج فارس نیستند و به جز دو نقشه که یکی نقشهی آفریقا متعلق به پلی‌بیوس (۵) ( حدود 143 ق.م) و دیگری نقشه عربستان و مصر متعلق به استرابوست (۶) (12 ق.م.- 58 م.)، باقی نقشه‌ها، نقشهی جهان هستند، اما در همهی این نقشه‌ها، عنوان خلیج فارس به الفاظ گوناگون مشاهده می‌شود، در اکثر نقشه‌های این دوره، که شامل نقشه‌های بطلمیوسی نیز می‌شود، خلیج فارس با عنوان لاتین سینوس پرسیکوس sinus persicus ثبت شده است.


2- دوره
ی اسلامی و قرون وسطی (قرن هشتم تا پانزدهم میلادی): در این دوره، مسلمانان که وارث تمدن قدیم شرق و غرب شده بودند، با ترجمهی متون به زبان عربی و با ترکیب آگاهی‌های خویش با دانش پیشینیان، موجب پیشرفت علوم شدند، دانش جغرافیا در این میان مستثنی نبود.


نخستین نقشه‌های این دوره، ترجمه
ی نقشه‌های اطلس بطلمیوس به زبان عربی بودند، در اطلس بطلمیوس، قارهی پهناور آسیا به دوازده ناحیه تقسیم شده و به هر کدام شماره‌ای داده شده که عنوان نقشهی همان ناحیه است، مشهورترین این نقشه‌ها، نقشه‌های شش گانهی آسیا هستند، که نقشهی پنجم آسیا، بخشی از ایران قدیم در نواحی مرکزی، خلیج فارس و ایالت‌های شمالی ایران و نقشهی ششم آسیا، شامل شبه جزیرهی عربستان، تمامی خلیج فارس و دریای سرخ کنونی است. نخستین اطلس متعلق به مسلمانان، با عنوان صوره المأمونیه، در عهد مأمون خلیفهی عباسی، زیر نظر ریاضی‌دان و جغرافی‌دان برجستهی ایرانی، ابوعبدالله محمد خوارزمی ترسیم شده است. در این نقشه، دنیای شناخته شدهی آن روز شامل آسیا، اروپا و شمال آفریقا مشاهده می‌شود.


در این سال
ها، گسترش سرزمین‌های امپراتوری وسیع اسلامی، نیاز به وجود کتب مسالک و ممالک را افزون می‌کرد، کتب جغرافیایی زیادی در قرون نخستین اسلامی نوشته شد که اکثر آنها متعلق به ایرانیان بودند. از میان مشهورترین این کتب می‌توان به کتب ابویوسف یعقوب ابن اسحاق صباح الکندی (185-260 ﻫ.ق.)، صورةالارض ابوعبدالله محمد خوارزمی (وفات: 232 ﻫ.ق.)، مسالک و ممالک ابواسحاق ابراهیم بن محمد اصطخری (وفات: 346 ﻫ .ق.)، صورةالارض ابن حوقل (سده چهارم هجری) و احسن التقاسیم مقدسی (قرن چهارم هجری) اشاره کرد.


این بخش شامل بیش از 150 نقشه از 62 کارتوگراف است که30 تن آنان مسلمان و 32 نفر اروپایی هستند. از آنجا
که به دلیل اروپایی بودن دوره بندی این اطلس، نقشه‌های اسلامی از نقشه‌های اروپایی مجزا نشده‌اند، نقشه‌هایی که به ترتیب سال تولد کارتوگراف‌ها مرتب شده‌اند، ترتیب موضوعی ندارند و در میان اسامی جغرافی‌نویسان مسلمان، نام کارتوگرافان اروپایی به چشم می‌خورد، این موضوع موجب برهم خوردگی نظم ذهنی خواننده می‌شود، به طور مثال در بین نقشه‌هایی از طوسی همدانی (در حدود 1160 م./ 555 ﻫ.ق.)(۷)  و ابن‌العربی (1165-1240 م./ 560-638 ﻫ.ق.) (۸)، نقشهی‌ جهان متعلق به شخصی به نام Gervase of Tilbury (در حدود 1160-1211 م.)(۹)  به چاپ رسیده است.

در این بخش نیز، برخی تصاویر، نسخ مختلف مربوط به یک نقشه است، در برخی موارد، ترجمهی لاتین نقشه‌هایی که توسط جغرافی‌نویسان مسلمان ترسیم شده‌اند و در برخی نیز بزرگنمایی شدهی بخش خلیج فارس نقشه هستند، به چاپ رسیده است.


اکثر نقشه‌های این بخش طبق سنت نقشه‌نگاری اسلامی، نقشه‌های مستدیر هستند که دورتادور نقشه را دریای محیط (
۱۰) فراگرفته است و جهات چهارگانه برعکس ترسیم شده‌اند، بدین ترتیب که جنوب شمال و مشرق در مغرب نشان داده شده است.


در این نقشه‌ها، خلیج فارس با گستره‌ای وسیع‌تر از آن چه امروز به این نام خوانده می‌شود، خلیج فارس امروزی، دریای عمان و بخشی از اقیانوس هند را نیز شامل می‌شود و با عناوین مختلفی چون بحر فارس، دریای پارس و خلیج الفارسی مشاهده می‌شود.


دانشمند آلمانی، کنراد میلر (1844-1933 م.) که درباره
ی جغرافی‌دانان مسلمان تحقیق می‌کرد، با جمع‌آوری، مقایسه و انتخاب 275 نقشه دورهی اسلامی از کتابخانه‌ها و موزه‌های مختلف اروپایی، آنها را در نیمهی قرن بیستم در اطلسی با عنوان Atlas Of Islam به چاپ رساند، برخی از نقشه‌های این دوره کپی‌هایی از نقشه‌های اطلس مزبور هستند. نقشه‌های دیگر این بخش نیز متعلق به بخش نسخ خطی کتابخانهی مرکزی دانشگاه تهران، موزهی ایران باستان، برخی کتاب خانه‌های عثمانی و کتاب خانه‌های دیگر هستند.


دانش جغرافی‌دانان مسلمان که در خلال قرون وسطی توسعه یافته بود، در نیمه
ی قرن پانزدهم میلادی از طریق بیزانس به شهرهای ایتالیا راه یافت. از میان کارتوگراف‌های اروپایی این دوران می‌توان به پائولو دل پوزو توسکانلی (۱۱) (1397-1482 م.)، فرانسیسکو روسلی  (۱۲)(1445-1513 م.)، جوان دی لا کوزا (۱۳) (1460-1510 م.)، مارتین والدز مولر (۱۴) (1470-1518 م.) و سباستین مونستر (۱۵) (1489-1552 م.) اشاره کرد که در تمام نقشه‌های آنان، نام خلیج فارس به زبان‌های مختلف دیده می‌شود.


3- دوره ی رنسانس (قرن شانزدهم تا هجدهم میلادی): پس از قرن شانزدهم میلادی، دانش اروپاییان در همه
ی علوم رو به پیشرفت گذاشت، علم جغرافیا نیز به گونهی چشمگیری پیشرفت کرد. اروپاییان این پیشرفت را مدیون متون ترجمه شدهی مسلمانان در طی قرون وسطا بودند، اطلس بطلمیوس و کتب سایر جغرافی‌دانان، که از طریق مسلمانان به آنان رسیده بود، بار دیگر مورد استفاده قرار گرفت و دانش جغرافیای نوین بر همین مبنا شکل گرفت. این دوره را می‌توان عصر پیشرفت اروپاییان در جغرافی و افول نقش مسلمانان در این زمینه نامید.


پس از قرون وسطا و با آگاهی از کروی بودن زمین، آغاز دوره
ی اکتشافات و شناخته شدن دنیای امروز، برای نخستین بار نقشه‌های دریایی منتشر و نقشه‌هایی بر اساس تحقیقات میدانی توسط جغرافی‌دانان و کارتوگراف‌ها، طراحی شدند که مبنا و پایهی نقشه‌های امروزی شدند.


موج جدید چاپ و انتشار نقشه‌هایی که دربردارنده
ی اطلاعات روز از مناطق مختلف جهان بودند، به آگاهی نقشه‌نگاران افزود، در اوایل دورهی رنسانس، در سال 1548 م. کارتوگراف مشهور ایتالیایی، جاموکو گاستالدی (۱۶) نخستین نقشهی نوین ایران را منتشر کرد، گاستالدی را پیشتاز فن نقشه‌نگاری ایتالیا در نیمهی دوم قرن شانزدهم میلادی می‌دانند، نقشهی‌ نوین ایران که وی ترسیم کرده است، با الگوی بطلمیوسی، اما با اسامی جدید است و خلیج فارس در آن با عنوان MAR PERSIO مشاهده می‌شود.

این بخش که بیشترین تعداد نقشه‌ها را به خود اختصاص داده است، شامل قریب به 300 نقشه از 166 کارتوگراف است.


بسیاری از نقشه‌نگاران اوایل دوره
ی رنسانس، ایتالیایی و یا هلندی بودند، از مشهورترین آنان می‌توان گاستالدی، جیرولامو روسلی(۱۷)  (1504-1566 م.) و جیووانی آنتونیو ماجینی (۱۸) (1555-1617 م.) ایتالیایی و و دو کارتوگراف مشهور هلندی، گراردوس مرکاتور (۱۹) (1512-1594 م.) و آبراهام اورتلیوس (۲۰) (1527-1598 م.) را نام برد.


در سال
های میانی رنسانس، از نقشه‌های کارتوگراف‌هایی چون فردریک د. ویت(۲۱)  (1610-1698 م.)، نیکولاس فیشر (۲۲) (1649-1702 م.)، کریستوفر ویجلیو(۲۳)  (1654-1725 م.) و گیوم دو لیل(۲۴)  (1672-1726 م.)، تأثیرگذارترین کارتوگراف فرانسوی استفاده شده است.


و بالاخره از مهم ترین کارتوگراف‌های سال
های پایانی این دوره، می‌توان کسانی چون امانوئل بوئن(۲۵)  (1720-1767 م.)، ریگوبرت بون(۲۶)  (1727-1795 م.)، ایزاک تیریون (۲۷) (1732-1769 م.)، توبیاس کنراد لوتری(۲۸)  (1750-1777 م.) و لوکاس فیلدینگ (۲۹) (1781-1854 م.) را نام برد.


در میان کارتوگراف‌های دوران رنسانس، به نام سیاحانی چون آدام اولئاریوس(
۳۰)  (1599-1671 م.)، انگلبرت کمپفر (۳۱)  (1651-1716 م.) و کارستن نیبور (۳۲) (1733-1815 م.) برمی‌خوریم که از جهانگردان مشهور اروپایی‌اند و در عهد صفوی به ایران سفر کرده‌اند و اطلاعات ذی قیمت خویش را از طریق مطالعات میدانی به دست آورده‌ و به اروپا منتقل کرده‌اند.


از این میان، برخی کارتوگراف‌ها نقشه مختص خلیج فارس ترسیم کرده‌اند که از مشهورترین آنان می‌توان به پتروس برتیوس(
۳۳) (1565-1629 م.)، پیتر وان درِآ (۳۴) (1659-1733 م.)، پان باپتیست بورگینیون دانویل (۳۵) (1697-1782 م.)، گیوم نیکولاس دولااِ (۳۶)  (1727-1802 م.) و بالاخره کارستن نیبور(۳۷)  اشاره کرد، در سال 1813 م. نیز جغرافی‌نویس مشهوری به نام آرون ارو اسمیت  (1750-1833 م.) از پرنس نشین والز به همراهی کاپیتان ریچی(۳۸)  و ستوان بارتلومیو آر.بی (۳۹) نقشهی تخصصی خلیج فارس را به صورت نموداری تحت عنوان «نمودار تخصصی خلیج فارس از اطلاعات اولیه» (۴۰) منتشر کرد. (۴۱)


در تمامی نقشه‌های این دوره نیز عنوان خلیج فارس به چشم می‌خورد و جالب‌تر این که در نقشه‌های این دوره که تمامیت ارضی هر کشور، با رنگ از کشور همسایه متمایز می‌شود، به خوبی می‌توان مشاهده کرد که جزایر سه گانه ی تنب و ابوموسی به رنگ خاک ایران، رنگ آمیزی شده‌اند و این خود دلیلی است واضح بر واهی بودن ادعای عربی بودن این جزایر ایرانی.


منبع برخی از نقشه‌های این دوره، از کتابخانه‌های اروپایی بوده است، برخی نیز از آرشیو وزارت خارجه ایران و کتابخانه
ی خصوصی سحاب تهیه شده‌اند که از کیفیت نسبتاً مطلوبی برخوردارند، اما منبع تعداد بسیار زیادی از نقشه‌های این دوره، اطلس سلطان بن محمد القاسمی (۴۲) بوده است،  عدم دسترسی به نسخهی اصلی این نقشه‌ها و اسکن نقشه‌ها از اطلس سلطان، موجب افت کیفیت شدید نقشه‌ها در این دوران شده است. از آنجا که کیفیت یک اطلس، به اصالت، تنوع و تعداد نقشه‌ها بستگی تام دارد، متأسفانه اسکن کردن تعداد زیادی از نقشه‌ها از اطلس سلطان با کیفیت پایین، در بزرگترین بخش این اطلس، لطمهی بزرگی به کار وارد کرده است.


4- عصر جدید (قرن نوزدهم تا بیستم میلادی): در دو قرن اخیر، به دلیل حضور تجاری و سیاسی اروپاییان و به خصوص انگلیسی‌ها در خلیج فارس، این آب راهه اهمیتی روز
افزون یافت.
بخش نقشه‌برداری نیروی دریایی بریتانیا در سال 1795 تأسیس شد و نقشه‌های تخصصی بسیاری از خلیج فارس به همراه اطلاعاتی از بنادر، جزایر، اسکله‌ها و شیلات منطقه به اضافه اطلاعاتی پیرامون دولت‌ها، شرکت‌ها و دفاتر تجاری مختلف تهیه شد. بخش عمده‌ای از این پیشرفت را می‌توان مربوط به فعالیت
های مأموران کمپانی هند شرقی انگلستان دانست. بیشترین فعالیت مأموران کمپانی در حوزهی اکتشافات و نقشه برداری دریایی بوده است. مجموعه‌ای متشکل از 86 نقشهی دریایی بین سال‌های 1828 تا 1832 میلادی، توسط کاپیتان جیمز هورسبورگ  (1762-1836 م.) تهیه و توسط کمپانی هند شرقی منتشر شد.


با گسترش تجارت جهانی و کشتیرانی، لزوم وجود نقشه‌های دریایی نظامی احساس می‌شد.

 

پس از جنگ‌های جهانی اول و دوم، نقشه‌های دریایی با اطلاعات نظامی توسط انگلیسی‌ها و بعدها توسط آمریکایی‌ها منتشر شد.


به دلیل موقعیت استراتژیک خلیج فارس و منابع غنی گاز و نفت در آن، نقشه‌هایی نیز حاوی اطلاعاتی پیرامون بنادر، جزایر و مخازن نفتی این آب راهه تهیه شده‌اند.

آخرین بخش این اطلس که شامل نقشه‌های امروزی است، حاوی 56 نقشه از 41 کارتوگراف است و آخرین نقشهی کتاب متعلق به سال 1922 میلادی است.


از میان مشهورترین کارتوگراف‌های این دوره می‌توان اف. ا. گارنیه (
۴۴) (1803-1863 م.)، جان توماس (۴۵)(1814-1869 م.)، جورج پرسی باجر (۴۶) (1815-1888 م.)، جیمز نیل (۴۷) (1826-1845 م.) و پیتر جکسون (۴۸)را نام برد.

در همین سال‌ها بود که نخستین مؤسسه‌های کارتوگرافی تأسیس شدند، برخی از این مؤسسات عبارتند از: انجمن جغرافیایی سلطنتی، شرکت تلیس و شرکت جان بارتلومیو و پسران.

دو منبع عمدهی نقشه‌های این بخش نیز آرشیو وزارت امور خارجه ایران و هم چنین اطلس سلطان است که مورد اخیر منبع اکثر نقشه‌های این بخش است و همان طور که پیشتر نیز گفته شد، تأثیر به سزایی در کاهش کیفیت این اطلس دارد.

لازم به ذکر است که در تمامی نقشه‌هایی که توسط این کارتوگراف‌ها و مؤسسات تهیه شده‌اند، آب راههی محصور میان سرزمین ایران، شبه جزیرهی عربستان و تنگهی هرمز با نام خلیج فارس مشاهده می‌شود.

 

نتیجه:

خلیج فارس از هزاره‌های پیش از میلاد به همین نام، مشهور بوده است و در تمام کتابها و نقشه‌ها و حتی اسناد عربی و کتابهای درسی کشورهای عربی، با همین عنوان به ثبت رسیده است، اما انگلیسی‌ها که طی دو قرن اخیر حضور سیاسی خویش در خلیج فارس را حفظ کرده‌ بودند، برای ادامهی حضور خود لازم می‌دیدند که با سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن، جای پای خویش را در این منطقه محکم کنند و مسألهی ناسیونالیسم عرب و ایرانی، بهترین بهانه بود.

پس از انقلاب 1952 مصر و شکل‌گیری ناسیونالیسم عرب توسط ناصر و کودتای نظامی عراق در سال 1958، نخستین زمزمه‌ها برای تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی بلند شد. مدارک قاطع گویای این است که تا سال 1962، هیچ تردیدی در نام خلیج فارس وجود نداشته است و این نام حتی در اسناد عربی و کتاب
های درسی این کشورها نیز موجود است.


در دهه
ی 1960 و 70 میلادی، با عزیمت تدریجی انگلیسی‌ها از منطقه، اعراب تلاش خویش را برای تحریف نام تاریخی این آب راهه افزایش دادند. پس از انقلاب 1357 (1979) ایران و آغاز جنگ ایران و عراق، اعراب در دفاع از عراق علیه ایران متحد شدند و از همین زمان بود که در بسیاری از کشورهای عربی، خلیج فارس به خلیج عربی تغییر نام داد و حتی عراق در تلاش بود که نام خوزستان را به عربستان تغییر دهد.

با وجود تمام این تلاش‌های سیاسی برای تحریف نام خلیج فارس، اسناد و مدارک موجود مبنی بر ایرانی بودن این آب راهه غیر قابل تردید است و این وظیفهی ملی هر ایرانی است که نهایت تلاش خود را برای رساندن صدای برحق خویش به دنیا به خرج دهد.


انتشار این اطلس توسط مؤسسه
ی سحاب در تلاش برای اثبات ایرانی بودن این آب راه همیشه فارس به جهانیان درخور تحسین است، اما این گام نه اولین تلاش است و نه باید آخرین گام باشد.

 

پی نوشت:

۱- تاریخ تولد بطلمیوس مشخص نیست، برخی دوره زندگی او را بین سال های 100 تا 178 م. و برخی دیگر بین سالهای 90 تا 168 م. ذکر کرده‌اند.

۲-  Geographic Hyphegesis

۳- B.Lewis, C.Pellat, and J.Schacht, The Encyclopedia Of Islam. New Edition, Vol.II. Leiden: E.J. Brill, 1956, P.576.


۴-   حلبی، علی‌اصغر، تاریخ تمدن اسلام، چاپ و نشر بنیاد، تهران، 1356، ص 323.

۵-   Persian Gulf, Atlas of old and historical maps,Vol.1, P.14

۶-  Ibid, P.17

۷-  Ibid, PP.98-99

۸-  Ibid, P.101

۹-  Ibid, P.100

۱۰-  جغرافی‌دانان یونان باستان و جغرافی‌دانان مسلمان قرون اولیهی اسلامی، معتقد بودند دورتادور ربع مسکون را دریای محیط فرا گرفته است که وسعت آن سه برابر خشکی‌هاست. دریای محیط به دو شاخهی بزرگ تقسیم می‌شد، آب‌های شرقی این دریا را اقیانوس مشرقی و آب‌های غربی را اقیانوس مغربی می‌نامیدند.

۱۱-   Paolo del Pozzo Toscanelli

۱۲-  Francisco Rosselli

۱۳-  Juan de la Cosa

۱۴-  Martin Waldseemuler

۱۵-  Sebastian Munster

۱۶-  Jamoco Gastaldi

۱۷- Girolamo Ruscelli

۱۸- Giovanni Antonio Magini

۱۹- Gerard Mercator

۲۰- Abraham Ortelius

۲۱-  Frederick de Wit

۲۲- Nicolas Jansz. Visscher

۲۳- Christophoro Weigelio

۲۴- Guillaume de L' Isle

۲۵- Emanuel Bowen

۲۶- Rigobert Bonne

۲۷-  Isaac Tirion

۲۸-  Tobias Conradi Lotteri

۲۹-  Fielding Jr.Lucas

۳۰- Adam Olearius

۳۱-  Engelbert Kaempfer

۳۲- Carsten Niehbur

۳۳- Petrus Bertius

۳۴- Pieter Van der Aa

۳۵- Jean Baptiste Bourguignon d'Anville

۳۶- Guillaume Nicolas Delahaye

۳۷- Aaron Arrowsmith

۳۸- Captain Ritchie

۳۹-  Bartholomew R.B.

۴۰- Chart Of the Persian Gulph from Original Materials

۴۱- Ibid, Vol.2, PP.446-447

۴۲- اطلس مزبور معتبرترین اطلس جغرافیایی خلیج فارس در دنیای عرب است که با مشخصات زیر به چاپ رسیده است:

۲-Alqasimi, Sultan bin Mohammad, The Gulf in Historical Maps 1478-1861, Leicester, 1996. 2th edition in 1999

۴۳-  Captain James Horseburgh

۴۴- F.A. Garnier

۴۵-  George Percy Badger

۴۶-  James Neele

منبع: کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره 125،مهر 1387

 

ریشه، معنی و مفهوم واژه «جغرافیا»:اصل كلمه یونانی و به صورت «جئوگرافیا» بوده و معرب آن «الجغرافیه» و واژه «جغرافی» و «جغرافیا» كه هر دو در زبان فارسی متداول و دارای یك معنی می‌باشند از زبان عربی گرفته شده است.

در زبان انگلیسی Geography (جئوگرافی) آمده و اسمی مركب است و از دو بخش؛

 : geo -1پیشوند و به معنی «زمین» و «خاك» (گاهی به معنی «جغرافیا» و «جغرافیایی»)

 : graphy -2پسوند و به معنی «هنر و فن نوشتن و شرح دادن و نمایش دادن» و «علم» و «دانش». بنابراین معنی بنابراین معنی واژه «فن یا علم یا دانش نوشتن و شرح دادن احوال زمین و نمایش نقشه آن بر روی كاغذ است.»(1)تعریف‌های متفاوتی از جغرافیا ارائه شده است و هر تعریف بر مبنای یك استناد علمی و یك مبنا و بحث استوار است‌‌. از مجموعه تعاریف چنین استنباط می‌شود كه جغرافیا بیان رابطة میان محیط و انسان تلقی می‌شود و به عبارتی بیان تمام اجزا و ضوابطی كه در محیط برای انسان نقش ‌سازند و همچنین بیان اجزا و روابطی است كه از منظر انسان در محیط اثرگذار است. این رابطه, بستر مطالعات جغرافیایی را تشكیل می‌دهد. بنابراین پندار ما از محیط و انسان معرفت جغرافیایی را تشکیل می‌دهد.

اینجا می‌خواهم چشم‌انداز دیگری به تعریف اضافه كنم و آن اینكه جغرافیا ارتباط میان محیط، انسان و زمان را بیان می‌كند. آنچه بسیاری از دانشمندان جغرافیا بر سر آن توافق پندار دارند اصل محیط. به عنوان بستر و پدیده، و انسان به عنوان بستر و پدیده‌ای دیگر است. هیچ ‌یك از جغرافیدان‌ها در اینكه این دو مفهوم و دو واژه در كانون مطالعات جغرافیایی هستند اختلاف نظر ندارند، بلكه اتفاق نظر دارند‌‌. بنابراین ما نظریه پردازی در جغرافیا و ارتباط آن با علوم انسانی را براساس این وجه مشترك كه از جغرافیا ارائه شده است و اتفاق نظر بر آن وجود دارد عرضه می‌كنیم.

بعضی اندیشمندان اضافاتی مانند مدیریت، تكنولوژی و فضا بر این تعریف افزودند. چنین تعریف‌هایی را باید به صورت خاص بررسی كرد‌. ‌حتی از تعریف خود مبنی بر اینکه جغرافیا رابطه بین انسان، محیط و زمان است به دلیل نقدی که بر «زمان» می گیرند و هنوز مقبولیت عام نیافته است صرفنظر می کنیم هرچند بر آن باور داریم.

به عبارت دیگر:

تصورات بسیار گوناگون و گاه غلطی از جغرافیا وجود دارد. جغرافیا فقط حفظ کردن نام مکان‌ها و نقشه برداری نیست هر چند که هر دوی آنها بسیار مهم هستند.

جغرافیا علم مطالعه و توصیف چشم اندازهای طبیعی، کوه‌ها، آب و هوا، رودخانه‌ها و انسانها در ارتباط با یکدیگر است. علم جغرافیا یکی از بهترین راه‌ها برای مطالعه جهان است.

تعاریف زیر گزیده‌ای از تعاریفی است که برای علم جغرافیا مطرح شده است:

- علم جغرافیا از علوم اجتماعی است که تمرکز اصلی آن بر روی پراکندگی مکانی انسانها و پدیده‌های فیزیکی زمین است.

- مطالعه ارتباط بین انسانها و محیط زیست آنها با تاکید بر روی پراکندگی مکانی و محیط زیست در مقیاس‌های گوناگون وظیفه اصلی علم جغرافیا توجه به تاثیرات متقابل انسان و طبیعت یا عمل و عکس العمل است. بدین طریق که هر جزء از حیات انسانی و هر پدیده طبیعی و انسان و کیفیت ناحیه‌ای و عوامل بوم و بومی در داخل یک یا چند شاخه از علم جغرافیا قرار می گیرد و یک نظم ویژه در همه پدیده‌هایی که در داخل یک سرزمین و یا یک مکان جغرافیایی به ظهور می‌رسد، بوجود می‌آید.

در حقیقت فکر جغرافیایی ، توانایی شناخت علل این نظم و وابستگی چهره‌های طبیعی و انسانی به یکدیگر و دریافت نتایج حاصل از آن است.

پس می توان گفت که علم جغرافیا، از طریق تفکر و کاربرد، جهان ما را شکل می‌دهد و جغرافیدانان به منزله متخصصین محیط جغرافیایی، راهگشا، برنامه ریز، هدایت‌گر، کشتیبان، مشاهده‌گر، آموزش دهنده، منتقد و بالاخره زندگی بخش به مکان‌های شناخته می‌شوند. نتیجه آنکه، با تغییر شرایط اجتماعی، محتوای تعاریف جغرافیا نیز تغییر می‌یابد.

 

Back