منبع : روزنامه جام جم     تاریخ : 27/09/1390

گفت‌وگو با رييس موسسه جغرافيايي

كتاب‌هاي ‌آويخته بر ديوار

 

جام جم آنلاين: در بازار كتاب همواره تعدادي از مباحث كنار گذاشته مي‌شوند و چندان به آنها پرداخته نمي‌شود مانند نقشه‌ها.

 

 

نقشه‌ها در اصل كتاب‌هايي هستند آويخته به ديوار البته صورت كتابي آنها در اطلس‌ها مشهود است. در بحث نقشه، خاندان سحاب و موسسه جغرافيايي و كارتوگرافي سحاب شهرت زيادي دارند.

به همين جهت به سراغ محمدرضا سحاب ، رييس كنوني اين موسسه رفتم تا درباره وضعيت نقشه‌ها در بازار كتاب و كتابفروشي‌ها بپرسم.

اگرچه او معتقد است كه با نقشه همه كاري را مي‌توان انجام داد و بدون نقشه هيچ كاري را نمي‌شود انجام داد، اما توضيح مي‌دهد كه كتابفروشي‌ها براي ارائه نقشه در ميان محصولاتشان ابراز علاقه نمي‌كنند، مردم نيز از كاربري نقشه‌ها بي‌اطلاعند و بدتر از همه اين كه حتي در اين چند وقت اخير فيپا از پذيرش اطلس‌ها كه مشخصا كتاب هستند، خودداري مي‌كند.

 

نقشه‌ها به منزله كتاب‌هاي باارزشي هستند كه بايد بر ديوار نصب شوند. ولي چرا ما شاهد استقبال مردم براي خريد نقشه‌ها نيستيم؟

در كشور ما نقشه مورد بي‌مهري قرار گرفته است. زيرا تا آغاز قرن 19 و 20 اصلا كسي نقشه نداشت. در جهان اسلام و كشور ما پس از دوران اوج نقشه‌نگاري اسلامي كه مصادف بود با دوران رنسانس در اروپا، ديگر به نقشه اهميتي داده نشد. اروپاييان در اين زمان اطلاعات نقشه‌‌نگاری را از مسلمانان گرفتند و پس از ادريسي و سفاقسي، يكه‌تاز ميدان كارتوگرافي و علوم جغرافيايي جهان شدند. امروزه از دوره شكوفايی نقشه‌نگاری اسلامی، آثار زیادی از جغرافیدانان ایرانی مسلمان مانند ابن خرداذبه، بلخی، مسعودی، جیهانی استخری، قزوینی، بیرونی، خوارزمی و دیگران در كتابخانه‌ها و موزه‌های سراسر جهان به ‌چشم می‌خورد.

 

چرا پس از آن دوران شكوفايي، نقشه‌نگاري در كشور ما افت كرد؟

جنگ‌ها و نبردهاي داخلي بين كشورهاي مسلمان، پراكندگي و آشفتگي‌هاي داخلي كشور از زمان فروپاشي امپراتوري عباسي تا زمان استقرار حكومت صفوي، بي‌توجهي به دانشمندان، حمله‌هاي مختلف اقوامي مثل مغولان، كشته‌‌شدن دانشمندان در جنگ‌ها و... همگي جزو عوامل افت اهميت كتاب و نقشه در كشور ماست. براي مثال مي‌توانم به داستان تیمورلنگ و المستنصريه بغداد اشاره كنم كه جعبه‌هايي از كتاب را ديده بود و درباره آنها پرسيده بود. اطرافيانش جواب داده بودند كه طلاب به مطالعه اين كتاب‌ها مي‌پردازند. البته طلاب در آن زمان در يك رشته تخصصي تحصيل نمي‌كردند. تیمور هم دستور داد تا كتاب‌ها را نابود كنند.

در آنها كاه و يونجه بريزند و تمام طلاب به تيمارداري اسب‌هاي سپاهيان وی مشغول شوند. از اين طريق دانشگاه المستنصريه به اصطبل تبديل شد. اين انقطاع فرهنگي موجب شد تا دارايي‌هاي علمي زيادي ازجمله نقشه‌نگاری را از دست بدهيم.

 

ما در زمان گذشته تا چه اندازه در اين رشته رشد كرده بوديم؟

در قرن دوم هجري مامون، خليفه عباسي، براي شناختن جهاني كه مي‌گفتند يك طرفش چين است و يك طرفش اروپا و آفريقا، دستور داد كه نقشه‌اي ترسیم كنند تا بتواند جهان آن روز را تصور كند. اين نقشه را دانشمندان ايراني به سرپرستي ابوموسي خوارزمي، رياضيدان بزرگ، ترسيم كردند. جالب است‌ بدانيد اين نقشه، ترجمه نقشه جهان بطلميوسي هم نيست زيرا هنوز نسخه‌هاي نقشه خوارزمي و بطليموس باقي‌مانده است.

آن نقشه‌هاي يوناني ترجمه‌شده در قرن‌دوم به دست دانشمندان مسلمان تكميل شد؛ نقشه‌هايي كه حتي كروي بودن زمين را هم نشان مي‌دهد و از نظر اسكلت و ساختار با نقشه‌هاي امروزي هماهنگ است.

 

انقطاع نقشه‌كشي تا چه دوره‌اي ادامه داشته است؟

اين انقطاع تا زمان قاجار ادامه داشت. در زمان قاجار شخصي به نام الياس بره زين در زمان محمدشاه قاجار، نقشه‌اي از شهر تهران تهيه كرد. اين اولين نقشه‌اي است كه پس از گذران دوران فترت طولاني در ايران تهيه مي‌شد و امروز نسخه خطي آن در كاخ گلستان موجود است.

با تاسيس مدرسه دارالفنون تعدادي از مستشاران اتريشي و دبيران فرانسوي به ايران آمدند. ازجمله دروس اين دانشگاه، جغرافيا و نقشه‌برداري بود.‌ اوايل دوران ناصرالدين شاه، دانشجويان دارالفنون زير نظر دبيرشان به نام كرشیش، نقشه تهران را تهيه كردند.

اين نقشه دقيق تهران قديم را نشان مي‌دهد كه شمالش ميدان توپخانه و جنوبش پايين بازار، غربش پارك‌شهر امروزي و شرقش هم خيابان سيروس بوده است. پس از آن كه ناصرالدين شاه دستور مي‌دهد كه محدوده شهر تهران را از طريق جابه‌جاكردن دروازه‌ها و پركردن خندق‌ها توسعه دهند‌ اواخر دوران سلطنت او نيز نقشه ديگري به دست عبدالغفار نجم‌الملك تهيه مي‌شود.

عبدالغفار از ايرانيان تحصيلكرده در فرنگ و از دبيران دارالفنون نقشه جديد شهر را به صورت قدم‌شمار به كمك دانشجويان دارالفنون تهيه كرد. نقشه‌هاي بعدي شهر تهران در زمان پهلوي تهيه شد.

 

به نظر شما چرا نقشه بين مردم امروز ما جايگاهي ندارد؟

از دوران رنسانس به بعد در اروپا نقشه در اختيار مردم بوده است. خصوصا از زماني كه آمريكا كشف شد، بسياري از مردم به دنبال نقشه‌هايي بودند تا به وسيله آن نقاط جديدي را در جهان كشف كنند و به نام خود بگذارند و سرمايه‌اي كسب كنند. در آن زمان موسسات كارتوگرافي زيادي هم تاسيس شد ولي در كشور ما در دوران پهلوي اولين اداره‌اي كه مسوول تهيه نقشه شد، دايره جغرافيايي ارتش نام داشت.

از همان زمان و از طريق همان اداره همواره مي‌گفتند كه نقشه وسيله‌اي محرمانه است. اين تفكر دوران پهلوي مشكلات زيادي را براي پژوهشگران و دانشجويان ايجاد كرده بود زيرا براي تحقيق و پژوهش نقشه‌اي در اختيار آنها قرار نمي‌گرفت. البته محرمانه‌بودن نقشه در سازمان‌هاي نظامي منطقي است. ولي ما گاهي شاهد آن هستيم كه امروز براي نقشه‌هاي عمومي و غيرنظامي هم به مشكل مي‌خوريم. نكته جالب ديگر اين كه محرمانه‌بودن نقشه در كشورهاي شرقي رايج است.

مثلا كشور عراق هنوز هم نقشه برای استفاده مردم ندارد يا در كشور تركيه بتازگي موسسات كارتوگرافي بخش خصوصی تاسيس شده است.

 

جريان نقشه‌كشيدن براي شهر تهران در موسسه سحاب چه داستاني دارد؟

پدر من، استاد عباس سحاب، در سال 1315 در چهارراه امیراكرم با چند توريست فرانسوي برخورد مي‌كند و چون فرانسه بلد بود تا بخشي از مسير، آنها را راهنمايي مي‌كند. آنها از پدرم يك نقشه از شهر تهران را درخواست مي‌كنند تا در مدت سفر بتوانند براحتي به قسمت‌هاي مختلف شهر بروند.

ولي در آن زمان نقشه شهر تهران وجود نداشته است. در بين راه فرانسوي‌ها به يكديگر گفته بودند: ايرانيان با ادعاي تمدن 2500 ساله هنوز يك نقشه براي پايتخت‌شان ندارند. همين حرف انگيزه تهيه يك نقشه دقيق از شهر تهران را در پدرم ايجاد مي‌كند. پدرم مي‌گفت من آن روز در جيبم كلا 27 قران داشتم.

او با همان پول يك شيشه مركب، چند قلم هاشور و يك ورق كاغذ مي‌خرد و نقشه اوليه تهران را مي‌كشد. خلاصه اين نقشه توريستي تهران با كمك مرحوم رزم‌آرا در همان دايره جغرافيايي ارتش و با تلاش‌هاي زياد به‌چاپ مي‌رسد. پدرم اين راه را تا ترسيم نقشه‌هايي از شهرها و مناطق مختلف كشور ادامه داد و بنيانگذار نخستين موسسه جغرافيايي و كارتوگرافي بخش خصوصي در ايران شد.

 

چرا نسل امروز ما با نقشه غريبه هستند؟

ما به طور كلي عادت نكرده‌ايم كه از نقشه استفاده كنيم. مثلا اگر بخواهيم به اصفهان برويم، درصدد تهيه نقشه برنمي‌آييم و مي‌گوييم‌ مي‌رويم و راه را پيدا مي‌كنيم. علاوه بر اين در مدارس به دانش‌آموزانمان هم مباحث جغرافيايي بسيار قديمي و كم‌كاربرد آموزش داده مي‌شود. در حالي كه جغرافيا با تمام مسائل زندگي‌مان در ارتباط است. از طرف ديگر، در مدارسمان دانش‌آموزان را در كلاس حبس مي‌كنيم.

حتما دانش‌آموزان براي يادگيري درس جغرافي بايد به فضاهاي طبيعي بروند تا با پديده‌ها درگير شوند و بعد آنها را بياموزند. مثلا بايد تكليف دانش‌آموز براي يادگيري نقشه اين باشد كه كروكي مسير خانه تا مدرسه را بكشد. يا اگر كوه مي‌رود، مسير آن را با دره‌ها و رودها و... رسم كند. اين راه آشتي دانش‌آموز با درس جغرافي است.

 

با توجه به فراز و نشيب زيادي كه در جريان نقشه‌نگاري ما وجود دارد، امروز به لحاظ جهاني به چه سطحي رسيده‌ايم؟

ما از نظر تكنيك و فن و كارايي از ديگر كشورهاي پيشرفته عقب نيستيم. ما هم امكانات و نرم‌افزارهاي مشابه بزرگ‌ترين موسسات كارتوگرافي آلمان را داريم. مشكل ما اينجاست كه مردم‌مان با نقشه بيگانه هستند. در بخش دولتي، دولت بودجه‌اي براي سازمان‌هاي جغرافيايي و نقشه‌برداري در نظر مي‌گيرد و كارها پيش مي‌رود. ولي موسسات خصوصي نقشه‌نگاري بايد از محل درآمد خودشان به كار ادامه دهند. مشكل ديگر اينجاست كه قيمت‌هاي آثار توليدشده در ايران با ديگر كشورها تفاوت فاحشي دارد.

ما نمي‌توانيم مشابه اطلس‌هاي 250 دلاري را در ايران حتي به قيمت 50 هزار تومان به فروش برسانيم. در اروپا قيمت نقشه‌هاي كاغذي با تيراژ سالانه 50 هزار نسخه كمتر از 10 يورو نيست. ولي ما براي فروش نقشه 3 تا 5 هزار توماني با تيراژ سالانه 2هزار نسخه هم مشكل داريم.

براي تهيه هر نقشه و اعمال تغييرات آن چقدر زمان بايد طي كنيد؟

در كل براي هر نقشه‌ بايد زمان زيادي را صرف كنيم. مثلا در اعمال تغييرات، وقتي جايي جاده‌اي جديد ساخته مي‌شود، ممكن است كه وزارت راه نقشه آن را نداشته باشد كه به ما بدهد. به همين جهت ما مجبوريم با وسايل شخصي خود تمام مسير جاده جديد را طي كنيم تا آن را در نقشه اعمال كنيم. تقسيمات كشوري هر روز عوض مي‌شود. مثلا روستا مي‌شود شهر، بخش مي‌شود شهرستان و...

 

ملاك براي اعمال تغييرات نقشه‌ها چيست؟

بعضي‌ نقشه‌ها مثل تقسيمات كشوري ما به‌روز است، زيرا دائم با وزارت كشور در ارتباطيم. ولي در نقشه‌هايي كه جاده‌هاي كشور مشخص شده تا اندازه‌اي مشكل وجود دارد. زيرا وزارت راه گاهي فقط نقشه‌هاي كلان دارد و اعزام نيرو به منظور مسيريابي جاده‌ها براي ما دشوار است. تنظيم نقشه‌هاي شهري هم به دليل تغييرات بسيار زياد شهرداري‌ها، مشكلات بيشتري دارد.

علاوه بر تغيير اسامي قديمي، مثلا در مناطق جديدالاحداث يك خيابان با اسمي مشخص نامگذاري مي‌شود. ولي در مدت بسيار كوتاهي نامش تغيير مي‌كند. به همين جهت اعمال تغييرات در اين نقشه‌ها دشوار است. ولي در ديگر كشورها موسسات خصوصي با موسسات دولتي آنلاين مرتبط هستند. هر تغييري در فضاي جغرافيايي كشور بسرعت روي نقشه‌ها اعمال مي‌شود.

 

معرفي موسسه سحاب

 

نخستين موسسه جغرافيايي و نقشه‌نگاري در ايران و منطقه خاورميانه در سال 1315 خورشيدي (1936 ميلادي) به همت استاد ابوالقاسم سحاب و با همياري فرزندش ـ زنده‌ياد مهندس عباس سحاب ـ بنيان نهاده شد كه هدف اصلي‌شان انتشار انواع نقشه، كره، اطلس و ديگر انتشارات جغرافيايي براي نخستين بار در ايران بود.

موسسه سحاب با شماري از بنيادهاي جغرافيايي معتبر جهان همكاري‌هاي نزديك داشته كه از آن ميان بايد به تهيه و توليد نقشه‌هايي به زبان‌هاي انگليسي، فرانسوي، آلماني، عربي و ترجمه و انتشار چهار نقشه به زبان ژاپني از راه‌ها، دامپروري و كشاورزي، مردم‌شناسي و حيات وحش (جانوري) ايران با همكاري موسسه تيكوكو شوين (Teikoku-Shoin) در ژاپن اشاره كرد.

ازجمله فعاليت‌هاي اين موسسه مي‌توان به تهيه و طراحي كره جغرافيايي جهان اسلام براي نخستين بار در جهان؛ طراحي و ترسيم نقشه‌هاي برجسته‌نماي ايران، تهران ـ شمال، استان‌هاي آذربايجان، اردبيل و نمودار تطبيقي تاريخ ايران و جهان اشاره كرد.

اين روزها محمدرضا سحاب (فرزند استاد عباس سحاب و نسل سوم اين خانواده) به همراه فرزندانش (نسل چهارم) اين موسسه را اداره مي‌كنند.

 

حورا نژادصداقت - جام جم

 

Back