منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی     15/02/1386

جدایی از هویت ایرانی موجب شکاف در فرهنگ کشورمان شده است

 

شرکت کنندگان در نشست اثبات نام فارس برای خلیج فارس، بر این نکته اذغان داشتند که جدا شدن از هویت ایرانی شکاف بزرگی در فرهنگ ما به وجود آورده است. به اعتقاد آنها ما خود این مشکل را ایجاد کردیم و در نهایت کشورهای عربی توانستند با تمهیدات مختلف از این مسئله سود ببرند.

موسسه سحاب میزبان علاقه‌مندان به موضوع خلیج‌فارس بود

 
 

خبرگزاری میراث فرهنگی_ كتاب_ عملكرد مغرضانه برخی كشورها كه با ساز و كارهای رسانه‌ای نیز همراه شده است؛ ما را بر آن داشت كه در نشستی با حضور صاحبنظران این حوزه به نقد بنشینیم اتفاقات دوره معاصر در همین رابطه را. قرار بود این بخش از میزگرد كه بخش دوم از نشست اول است سه‌شنبه هفته گذشته منتشر شود كه به دلایلی این امر میسر نشد با این امید كه نقصان به وجود آمده از سوی ما را بپذیرید بخش دوم آن را با حضور دكتر محمدحسن گنجی استاد دانشگاه تهران؛ رییس و بنیان گذار هواشناسی و ملقب به مرد هواشناسی جهان، دكتر بیژن اسدی استاد دانشگاه علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه شهید بهشتی؛ محقق مسایل خلیج فارس و خاورمیانه، دكتر بهرام امیراحمدیان استاد بازنشسته دانشگاه تهران و متخصص آسیای میانه؛ خاورمیانه و خلیج فارس، علی‌بابا عسگری عضو بخش تحقیقات موسسه جغرافیایی و كارتوگرافی سحاب، مهندس محمدرضا سحاب مدیر موسسه جغرافیایی و كارتوگرافی سحاب و دكتر فرهاد فخاری تهرانی استاد دانشگاه معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی بخوانید. این نشست در موسسه سحاب برگزار شد.

زهرا حاج ‌محمدی: آقای تهرانی كارهای مهمی كه در خلیج فارس صورت گرفته یا كشفیاتی در این منطقه انجام شده مانند كشف كشتی ساسانی یا این موضوع كه خلیج فارس محلی برای صیادت دریایی ایرانیان از دوره هخامنشی و ماقبل آن بوده، چه تاثیری در خواباندن موج سیاسی به وجود آمده برای نام خلیج‌فارس دارد؟

فرهاد فخاری تهرانی: خلیج‌فارس در مقطعی؛ آبراهه داخلی به حساب می‌آمد. یعنی از همه طرف تحت حكومت ایران بوده. اصلاً این خلیج در داخل ایران بوده است. من اعتقاد دارم كه باید كتابی به نام خلیج ‌عربی منتشر كنیم تا ببینیم اصلاً چیزی برای اثبات این مدعا وجود دارد یا خیر؟ البته آنها نقشه‌های قلابی می‌سازند، آقای سحاب هم كتابی دارد كه نشان می‌دهد چگونه می‌توان این نقشه‌ها را تشخیص داد. ما یك خلیج عرب داریم كه همان دریای سرخ است.

زهرا حاج‌محمدی: آقای اسدی نظر شما درباره سوال من چیست؟ آیا پاسخ مشخص‌تری برای آن دارید؟ 

بیژن اسدی: وقتی كه به تاریخ باستان برمی‌گردیم به چیزی حدود 5000 سال قبل از میلاد مسیح می‌رسیم. در دوران ایلامی‌ها كه اولین اسناد مستند را برای ما گذاشته‌اند، بعد بابلی‌ها كه بیش از 2000 سال قبل از میلاد مسیح، اولین نقشه زمین را مطرح كرده‌اند می‌بینیم که در همه این‌ها خلیج‌فارس مطرح شده. ما در دوران اسكندر به یك نقطه عطف می‌رسیم. اسكندر به سردار خود نیاكوس دستور می‌دهد كه سواحل و بنادر خلیج‌فارس را اكتشاف كند. این اتفاق در حدود 360 تا 380 قبل از میلاد مسیح می‌افتد. نیاكوس اولین خارجی بوده كه اقدام به اكتشاف مناطق مختلف خلیج‌فارس می‌كند. اولین ایرانی كه این كار را كرد، داریوش اول هخامنشی بود. او به كشف مناطق مختلف خلیج‌فارس و ماورای آن رفت و كانال سوئز را حفر كرد. در عملیات حفاری كه در اطراف جزیره فیلكه (جزیره‌ای است متعلق به كویت) انجام شده؛ می‌توان گفت دفترچه خاطرات نیاكوس را روی لوح‌های سفالی پیدا كرده‌اند. در این لوح‌ها نشان داده می‌شود كه قرن‌ها قبل تمامی مناطق خلیج‌فارس تحت حكمرانی‌ ایران بوده است. حتی بحرین زمانی مركز حكومتی ایرانیان بوده است. از دوران هخامنشی و ساسانی اسنادی وجود دارد كه این موضوع را اثبات می‌كند و عملیات اكتشافی و حفاری نیز این موضوع را به خوبی اثبات كرده است. من اعتقاد دارم كه اگر اكتشافات خلیج فارس به صورت بی‌طرفانه، با دیدی واقع‌بینانه و از ناحیه افراد محلی خلیج‌فارس دنبال شود، شاهدی است بر حقانیت ایران. سوالی را مطرح می‌كنم. چرا شاه عباس در مبارزه با نفوذ پرتغالی‌ها اولین اقدامی كه در راستای استراتژی‌ قدم به قدم خودش انجام داد این بود که به بحرین حمله كند و آنرا آزاد كند؟ این؛ یكی از شواهدی است كه نشان می‌دهد بحرین متعلق به ایران بوده است. در همان زمانی كه بحبوهه تغییر نام خلیج‌فارس بود، در برخی از سمینارها صحبت نام مجعول خلیج عربی مطرح می‌شده و برخی از پژوهشگران با اخلاق آمریكایی حتی در آن زمان به اعتراض جلسه سمینار را ترك كردند. پژوهشگری که اخلاق علمی داشته باشد می‌داند که نام درست این خلیج، خلیج فارس است.

زهرا حاج‌محمدی:  آقای سحاب، در مورد نقشه‌ها صحبت كنید. رسانه‌ها بار علمی تقویت شده‌ای ندارند و بیشتر از اطلاعات عمومی استفاده می‌كنند و البته این طبیعی است چرا كه رسانه با موضوعات بسیار گسترده‌ای سر و كار دارد كه لزومی هم ندارد درباره همه آنها تخصص داشته باشد. به اعتقاد شما نقشه‌ها چه كمكی می‌توانند برای اثبات حقانیت نام فارس برای خلیج فارس به گونه‌ای كه رسانه‌ها را متقاعد كنند؟ تا چه حد نقشه‌هایی كه در ایران یا خارج از كشور به چاپ رسیده می‌تواند حقانیت ایران را ثابت كند؟ چگونه می‌شود تشخیص داد كه این نقشه‌ها تا چه حد درست یا غلط هستند؟

محمدرضا سحاب: آقای مجتهدزاده متاسفانه نتوانستند به جمع ما بپیوندند چرا كه برای سمیناری به بندرعباس رفته‌اند. به هرحال ایشان چند سالی است روی كتابی كار می‌كنند كه مجموعه‌ اسنادی است درباره جزایر تنب و ابوموسی، كه حاكمیت ایران را در آن جزایر به اثبات می‌رساند. اما در مورد سوال شما، نقشه؛‌ سند تاریخی است كه نام نقشه‌نگار، تاریخ تهیه نقشه در آن موجود است. ما كتابی را به نام Persian Gulf در دو جلد تهیه كرده‌ایم كه نقشه‌های تاریخی خلیج‌فارس در آن موجود است. مرحوم پدر من در سال 44 یا 45 نقشه‌هایی را كه در كتابخانه موسسه بود اولین ‌بار در محلی به نام كافه ‌شهرداری به نمایش گذاشت. كتاب‌ها و اسناد و نقشه‌هایی در آن نمایشگاه به نمایش گذاشت، تا ادعای بی مورد اعراب را باطل كند. نكته‌ای را در ادامه صحبت دوستان بگویم. اولین بار از سران كشورهای عربی عبدالكریم قاسم بود كه بعد از كودتا در عراق ادعای خلیج ‌عربی را مطرح كرد و بعدها هم حرف خود را پس گرفت. عبدالناصر نفر دومی بود كه این كار را كرد. بعد از عبدالناصر اتحادیه عرب كه زیر نظر او بود بخش‌نامه‌ای را به كشورهای عربی صادر کرد كه آنها باید از این به بعد به جای نام خلیج فارس، خلیج ‌عربی و به جای نام خوزستان، از عربستان استفاده كنند. بسیاری از دانشمندان با اخلاق علمی مصری، لبنانی و سوری در حال حاضر مدعی هستند كه نام اصلی این خلیج‌، خلیج ‌فارس است. به هرحال همه اینها هم تحت همان بخش‌نامه‌ مجبور به استفاده از نام خلیج‌ عربی هستند.

بیژن اسدی: آقای سحاب عذر می‌خواهم. در ادامه صحبت‌هایتان نكته‌ای بگویم. اولین خارجی غیربومی كه ادعای خلیج ‌عربی را مطرح كرد، چارلز بلگریو از كارگزاران خبره انگلیس در منطقه بود. وقتی بلگریو بازنشسته شد و به انگلیس برگشت، كتاب "ساحل دزدان دریایی" را منتشر كرد كه در آن نوشت: «خلیج ‌فارس كه اینك عرب‌ها آن را خلیج‌ عربی می‌نامند.»

محمدرضا سحاب: متشكرم. این آدم‌ها زمینه‌ را برای عرب‌ها فراهم كردند. به هرحال بحث ما این است كه عبدالناصر مسئله پان‌عربیسم را نتوانست با بازپس گیری اراضی اشغالی از اسرائیلی‌ها انجام دهد پس آن را در خلیج ‌فارس اجرا كرد. كتابی هست كه سلطان بن محمد القاسمی، شیخ شارجه، از كلكسیون شخصی خودش كه میلیونها دلار خرج آن كرده گردآوری كرده و چاپ كرده. سیصد و ده نقشه در این كتاب است كه از این تعداد سیصد نقشه با نام‌های سینوس پرسیكوس و پرشین گلف نام گذاری شده و ده نقشه هم به نام سینوس عربیكوس است. از این ده نقشه، چهار نقشه تکراری است كه می‌ماند شش نقشه. من این نقشه‌ها را پیگیری كرده‌ام و مقاله‌ای هم دو سال قبل در شیراز ارائه دادم. خانواده‌ای برای مسائل مذهبی در قرن هفدهم به هلند تبعید می‌شوند. طبق تحقیقات من این خانواده به طور اشتباهی نقشه‌ای را تهیه كرده‌اند به این صورت كه آن موقع گراورهای سنگی را وارو كار می‌كردند، سینوس پرسیكوس كه در سمت راست نقشه است و سینوس عربیكوس كه در سمت چپ نقشه است به اشتباه وارو چاپ شده است. بعدها همین افراد در نقشه‌هایشان نام خلیج فارس را به كار برده‌اند كه در كتاب همین سلطان بن محمد القاسم موجود است. یعنی آفتاب آمد دلیل آفتاب. می‌خواهم بگویم كه خود اعراب هم می‌دانند كه نام اینجا خلیج فارس است ولی مسئله اساسا سیاسی است. قضیه نشنال جغرافیایی هم سیاسی بود. عكس آقای آلن كارول كه رئیس تشكیلات نشنال جئوگرافیک بود در كاخ سفید كنار جرج بوش و اطلس نشنال جئوگرافیک موجود است. اطلس جغرافی چیزی نیست كه قرار باشد با سران مملكت جلسه‌ای گذاشته شود. معلوم است كه سیاستی پشت قضیه وجود داشته. تا قبل از این قضیه اگر مقاله‌ای به موسسه نشنال جئوگرافیک فرستاده می‌شد و در آن مقاله از نام خلیج عربی استفاده می‌شد مقاله را پس می‌فرستادند و چاپ نمی‌كردند. ناگهان همین موسسه از نام خلیج عربی استفاده كرد .

اما درباره نقشه‌های كتاب Persian gulf، اصل برخی از این نقشه‌ها در ایران است ولی من از كتاب همین محمدالقاسمی برداشته‌ام. وقتی نقشه خود شیخ عرب وجود دارد كه نیازی نیست نقشه موسسه یا آرشیو شخصی دکتر گنجی را بگذارم. بسیاری از نقشه‌ها را از كتابخانه ملی پاریس، از كتابخانه كنگره امریكا، از موزه بریتانیا، از موزه فلورانس و كشورهای دیگر جمع‌آوری كرده‌ام و بعد حدود 30 نقشه از مركز اسناد وزارت خارجه و 30 یا 40 نقشه هم از موسسه سحاب در این كتاب موجود است. در این كتاب حدود 750 نقشه موجود است. این نقشه‌ها از آثار مشهورترین و معروفترین كارتوگراف‌های دنیا انتخاب شده است. در تمام این نقشه‌ها نام نقشه‌نگار، سال تولد و وفاتش، محل نگهداری نقشه و نام نقشه قید شده است. این كار به دنبال كار مرحوم پدرم بود. ایشان اولین اطلس را در سال 49 منتشر كرد و بعد از انقلاب هم دو جلد اطلس منتشر كردند كه یكی اطلس "عراق فی الخوارط القدیمه" بود. این اطلس قبل از عبدالكریم قاسم در عراق منتشر شده بود و در آن از كلمات بحر فارس و خلیج فارس استفاده شده بود. بعد از عبدالكریم قاسم همه اسم‌ها تراشیده شده بود و‌ به جایش بحر عرب و خلیج عرب به كار برده بودند. دومین اطلس هم سال 68 به مناسبت كنفرانس خلیج فارس در وزارت خارجه بود كه مشتركا تهیه و منتشر شد.

زهرا حاج‌محمدی: آقای دكتر گنجی در این سالها تحقیقات زیادی در زمینه خلیج فارس انجام شده. تحقیقات ویلیام فلور هلندی در سال 2005 یا تحقیقات موسسه مركز پژوهشهای خلیج فارس در دانشگاه كلمبیا به سرپرستی لارنس پاتر كه كتابی هم در این رابطه منتشر كرد. به اعتقاد شما كتابهایی كه از ماحصل این تحقیقات منتشر شده تا چه اندازه عملی است یا تا چه اندازه اغراض سیاسی دولتهای خاص را به دنبال دارد؟

محمدحسن گنجی: این كتابها برخی با هدف علمی و برخی هم با هدف تبلیغاتی برای بازار سیاست امروز تهیه می‌شود. انجمن جغرافیای آمریكا، سال گذشته نقشه‌ای را با نام خلیج عربی منتشر كرد كه ماحصل روابط سیاسی امروز ایران و آمریكا بود. آن موسسه جایی نبود كه بدون بررسی چنین كاری انجام دهد.

در حال حاضر در سازمان ملل فعالیتی است برای یكسان‌ سازی مناطق جغرافیایی كه در تمام دنیا نمایندگی دارد. تلاش بین المللی سازمان ملل و به خصوص یونسكو در این است كه اختلافات نام‌های جغرافیایی را حتی الامكان از بین ببرند. از این جهت فكر می‌كنم كه اقدام رضا شاه برای تغییر نام ایران، بزرگترین قدم برای یكسان سازی نام‌ها بود.

به هرحال برخی از این كتابها برای مقاصد تبلیغاتی با پول هنگفت عرب‌ها تهیه می‌شود. ما مشکل انتقال ارز داریم و به این جهت جنبه تبلیغاتی عرب‌ها و انتشار كتب و مقالات با ذكر خلیج عربی با پولی كه آنها خرج می‌كنند شدیدتر از ما است.

زهرا حاج محمدی: آقای اسدی سیاست‌هایی كه ما برای دفاع از هویت خلیج فارس اتخاذ كرده‌ایم (مثل طرح شكایت از گوگل یا طرح موضع در یونسكو) آیا سیاست‌های كاملی است؟ آیا از موضع ضعف با این موضوع برخورد نكرده‌ایم و آیا استراتژی ما در این حوزه كامل بوده است؟ آیا اتفاقات اخیر نشان از ضعف دیپلماتیكی ایران در برابر تهدیدهای كشورهای بیگانه ندارد؟

بیژن اسدی: ما متاسفانه یک مشكل اساسی در زمینه سیاست خارجی و سیاست‌های داخلی داریم. در یك جمله بگویم از ماست كه بر ماست. به این معنا كه ما شكاف تقابل ناسیونالیسم ایرانی و ناسیونالیسم عربی را كه از دهه 50 به بعد خودنمایی كرده بود، بیشتر كردیم. از هویت ملی خودمان كه هویت ایرانی مبتنی بر 2500 سال فرهنگ و تمدن بود دور شدیم و این دور شدن، مسائل و مشكلات ما را تشدید كرد. برخی از شخصیت‌های سیاسی در اوایل انقلاب مطرح كرده بودند كه روی نام خلیج فارس تاكید نكنیم و آن را خلیج اسلامی بنامیم. در شانزهمین كنفرانس بین‌المللی خلیج فارس، با نهایت تاسف یک دانشجوی ایرانی این مسئله را مطرح كرد كه اعتراض همگانی را به دنبال داشت. این جدا شدن از هویت ایرانی شكاف بزرگی ایجاد كرده و خود ما با دست خودمان این مشكل را ایجاد كردیم كه كشورهای عرب توانستند با تمهیدات مختلف از این مساله سود ببرند.

 روز ملی خلیج فارس را پاس بداریم / بخش نخست میزگرد

 

Back